انسان نسبت به ماشين مزيت ديگري هم دارد ، او قادر است خودش ، خودش را بفروشد...0(-_-)0

*::.خـــر تو خـــر.::*


جمعه ۱۳ شهریور ،۱۳۸۳

آپديت آخــــــــــر

علی -ع- نقل ميکند که :

به خدا التماس کردن شجاعت است
اگر برآورده شود حاجت است
اگر برآورده نشود حکمت است
به خلق خدا التماس کردن شرمندگي است
اگر برآورده شود منت است
اگر بر آورده نشود ذلت است

خُب ، اين چند وقتکيه دير آپديت ميکردم رفته بودم تو کاره Bizines EdE Bycikal يه چيز تو مايه های فروش اسکوتر ساده ، اسکوتر برقی ، ماشين شارژی ، دوچرخه و غيره و ذلک واس همينه که تلفظ همراه با EdE شده ... ديگه وقت نمی شد پای اين رايانک و اينترنيشن بشينم و آپی کنم .

حالا تو کار ما يه چند فروند کلاهبردار در اومد يه چن صد ميليونی نوش جون کردن تا اون موقع اصلا به قيافشون نمی اومد اينکاره باشن ولی چه شود که شد ...

اون موقع بود که گفتـــــــــــم

من اناری را ، ميکنم دانه ، به دل ميگويم :
خوب بود اين مردم دانه های دلشان پيدا بود .
می پرد در چشمم آب انار : اشک می ريزم .

....و خدا می خندد

واسه منی که از اجتماع و مردمش حالم بهم ميخورد و ميخوره اين شرايط جوی خيلی خوب بود همچين پخته شديم تا خام نمانيم اندر بر احوالات

قرارداد کاريمون هم تموم شد و يه سفرکی در پيش خواهيم داشت بعد از اون اگه عمری بود ميرم دنبال رياضت کشی و کسب علوم عاليه ، بهمين دليل ديگه در سال ۸۳ آپديت نخواهم کرد .

 چه بميری
چه زنده
چه بروی
چه بمانی
مرا تباه کرده
  کشــــــته ای

رخ می دهد بهمين سادگی
چمدانها برای زندگی باز می شوند
بسته ميشوند برای نقطه ی پايان

جــــيغ بکش ! ....جــــــيغ !
زانو بزن.زار بزن ! بلندتــــــــر !
اما اين قربانگاه برای ازدحام اين اجساد کوچک است

گفتم :برو ! گفتم : گم شو ! گفتم : ....
هيچيک اما نمی دانستيم چگونه
بايد به کجا برود ؟
نمی دانستيم من چگونه ، در کجا بايد بمانــــــــــم ؟

ديويد بکهام هم يه چند وختی ميشه اومده تو عالم الوهيت و روحانيت ، البته محاسن و زلف هايش به حد قانونی نرسيده واس همين زياد تحويلش نمی گيرن يه هوا دلخور شده بود داش با خودش زمزمه ميکرد ميگفت که :

دل ميرود ز دستم صاحب دلان خدا را

ما انقلاب کرديم يا انقلاب ما را

ديگه نفهميدم داره از کجا ميسوزه که اين چيزا رو می پرونه ....

اينم بگم که يه اثبات مسخره ای هم کرده در مورد اينکه چرا ميگن تُرکها بلا استثنا خرن !
ميگه اگه فرض کنيم رابطه ی زير برقرار است :

علی بادکنک خــر  يد =  بادکنک علی تـــر کيد

حالا از طرفين حروف مشابه زده می شود :

علی بادکنک خـــر يد = بادکنک علی تــر کــيد

اگر و تنها اگر ، اونوقت ميشه   ∫    خــــر = تـُــرک

طفلی دلش به چه اثباتهايی خوشه

اگه تو اين ۴ ماه اذيت شدين به بزرگواری خودتون ببخشيد ، اگه زنده بودم و بوديم   ....    آپ ديت بعدی ۱۳ ماهه ديگس ، اگه خلف وعده نکنم .... به اميد ديوار ( ديدار )

راستی خودمم آق بابام  

صاحبخــرانيه

پيام هاي ديگران ()

................................................
 


سه‌شنبه ٢٠ امرداد ،۱۳۸۳

نيــاز

آن گاه که بهار آمد ... من اگر مُرده باشم

...   باز گلها به همان آئين شکوفا خواهند شد

و سر سبزی درختان از بهار پيشين کم نخواهد شد

             ....     حقيقت نيازی به من ندارد

صاحبخــرانيه

پيام هاي ديگران ()

................................................
 


سه‌شنبه ۱٦ تیر ،۱۳۸۳

هر روز خر تــو خر تر از ديروز √

اينکه سوالهای کنکور سراسری فروخته شد ، درش شکی نيست چون خودم طبق يه منيع نيمه موثق به اين امر پی بردم که ۶ نفر سوالها رو به قيمت ۹ ميليون تومن خريده بودن و يکيشون سر جلسه پاسخنامه رو با خودش اورده بود که توسط مراقب گرفته شد و چه گريه و التماس هايی ( جالبيش اينجاس اين ۶ نفر دختر بودن و اونيکه لو رفته حوزه اش دانشکده ی روانشناسی و علوم تربيتی دانشگاه تهران بوده)

خب حالا اين که گذشت و تموم شد ولی دانشگاه آزاد چی ؟ سوالهای دانشگاه آزاد که ديگه همه جا پيدا ميشه مخصوصا تو بقالی ها ... اما بهترين جا واسه ی خريد سوالها يه سايت اينترنتی هس که توسط ايميل سوالها رو به داوطلب ميفروشه !..> ايــنـــجـــــا <..! جالب اينجاست كه اگر اين وب سايت يك پايگاه تقلبي براي فروش سوالات دانشگاه آزاد بود ، باتوجه به حساسيت هاي ايجاد شده در سال گذشته ، بايد به سرعت توسط شركت مخابرات فيلتر مي شد و عواملش دستگير مي شدند ، كه تا بحال اين اتفاق صورت نپذيرفته است ؛ خدا توفيق دهد ما را

جلسه علنی آقا جری هم خودش يه چيز ديگـــــــــــس :

رضا جعفری معاون دادستان تهران با اعلام اين كه آقاجري متهم به «توهين به مقدسات مذهبي و دين مبين اسلام»، «تبليغ عليه نظام جمهوري اسلامي ايران»، «نشر اكاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي» است به قسمت‌هايي از سخنراني‌ها و مصاحبه‌هاي او كه در برخي از مطبوعات نيز درج شده بود، اشاره كرد.
جعفري با بيان اين كه «آقاجري صريحا و بي‌پروا به مقدسات و باورهاي ديني جامعه توهين كرده است»، اظهار داشت: متهم بخشي از سخنان ماركس درباره‌ي دين را تاييد كرده و اظهار داشته كه «دين افيون توده‌هاست»، «در حكومت‌هاي ديني معمولا به نام خدا، انسان‌ها را به قربانگاه مي‌برند و قرباني مي‌كنند، به نام دين، خرد، عقل و دين را ذبح مي‌كنند»، «حكومتي كه به نام دين، علم و خرد را سركوب كند، نه‌تنها حكومت ديني نيست حتي حكومت اسلامي هم نيست».

نماينده‌ي مدعي‌العموم در قسمت ديگري از كيفرخواست تنظيمي خود عليه آقاجري گفت: متهم ولايت فقيه را ولايتي غيرپاسخگو عنوان كرده است. وي در همين باره در سخنراني خود گفته «ولايت فقيه يعني ولايتي كه پاسخگو نيست»، «دين وقتي كه در كنار قدرت و ثروت مي‌نشيند، حقيقت خود را از دست مي‌دهد».

معاون دادستان تهران با تاكيد بر اين كه آقاجري آگاهانه و عامدانه به دين و مقدسات اهانت كرده است، گفت: متهم آشكارا به ائمه‌ي اطهار اهانت كرده و در سخنراني‌هاي خود اظهار داشته كه «امامان و پيامبران را نبايد به عنوان موجودات فراانساني نگاه كنيم، در حالي كه آنها نيز مانند بقيه از شكم مادر بيرون آمده و دو چشم و دو پا دارند، نه چهار چشم» بر همين اساس و با توجه به مراتب فوق، استعمال برخي جملات از سوي آقاجري نوعي اهانت و مسخره كردن ائمه‌ي اطهار است.

بنا به گزارش ايسنا پس از قرائت كيفرخواست از سوي نماينده‌ي مدعي‌العموم، آقاجري به دفاع از خود پرداخت.
وي دفاعيات خود را با بيان اين كه «اينجانب سيدهاشم آقاجري، فرزند سيدجابر، استاد دانشگاه تربيت مدرس، هستم» دفاعيات خود اين‌گونه آغاز كرد:


به نام خداي علي(ع)، هم او كه آنگاه كه در محراب كوفه شهيد شد، تبليغات جهل‌گستر جور آن چنان تصويري از او ساخته بود كه آن گاه كه مردم شنيدند شهيد شده است، مي‌گفتند مگر علي نماز مي‌خواند.
به نام خداي حسين (ع) هم او كه به فتواي روحانيون وابسته‌ي مزدور به دستگاه خلافت به جرم خروج از دين عليه اميرالمؤمنين مهدورالدم اعلام شد.
سلام بر همه‌ي شهيدان به خصوص شهيدان عقيده و ايمان كه در طول تاريخ مسلط زر و زور و تزوير به نام دين ولي به واقع به خاطر حفظ قدرت و ثروت آنان را به قربانگاه برد. آنان كه هم‌چون منصور، جرمي جز هويدا كردن اسرار نداشتند. به شكر تهمت تكوير كز ميان برخواست بكوش كز گل و مل داد عشق بستاني. پس از دو سال زندان و فشار روحي خود و شكنجه‌ي روحي خانواده‌ام و مادرم كه هنوز داغدار فرزند شهيد 18 ساله‌ي خود است، به نام كفر و بي‌ديني و زندقه مرا به عنوان مرتد دو سال در زندان نگه داشتند، خوشبختانه مي‌بينيم اولا دادگاهي تشكيل شده و به من فرصت داده شده است كه در يك جلسه‌ي علني در مقابل انبوه تهمت‌هايي كه در طول دو سال بر من وارد و آن‌چنان كردند كه وقتي در زندان همدان بودم و نماز مي‌خواندم طلبه‌اي با شگفتي پرسيده بود مگر فلاني نماز هم مي‌خواند؟ من به لطف الهي همه‌ي جوركاران جفاپيشه را رسوا خواهم كرد. خدا را شاكرم كه اتهام ارتداد و تكفير در متن ادعانامه‌ي مدعي‌العموم براي من در نظر گرفته نشده و اتهاماتم به اهانت به مقدسات و تشويش اذهان عمومي تقليل يافته است. در اينجا از قاضي اسلامي تشكر مي‌كنم كه اين فرصت را در خصوص علني بودن دادگاه براي اينجانب فراهم كردند.
هم‌چنين پس از اتمام جلسه در حين خروج از دادگاه در پاسخ به خبرنگاران درباره‌ي اينكه چرا كاپشن به تن كرده و كلاه پشمي در دست دارد، دليل اين امر را ضعف جسماني‌اش عنوان كرد.

آقاجري در پاسخ به سوالي درباره‌ي ارزيابي‌اش از دادگاه گفت: الخير في ما وقع


۱۸ تير هم به اندازه ی ۱۱ سپتامبر ارزشمنده ...

با يک دل غمگين به جهان شادی نيست

تا يک ده ويران بُود ، آبادی نيست 

تا در همه ی جهان يکی زندان هست

در هيچ کجای عالم آزدای نيست

 

صاحبخــرانيه

پيام هاي ديگران ()

................................................
 


یکشنبه ٧ تیر ،۱۳۸۳

بسوزه پدر اعتياد

 

اي حضرت عجل .. كجا با اين عجله ؟ شما كه اهل دود و دم نبوديد چه طور شد يه هــــــو ؟ امان از رفيق ناباب ..امـــــــــــان آي امــــــــــان .. (مثلا ديروز روز مبارزه  با مخدرين بوده) بعد ميگن اينا الگوي خوبي هستن .. يا جامعه ي ورزشي شون مثله محمد خاني كه هم معتاد در اومد هم دختر باز .. اينا كجاش الگون ؟ آها ، اونجاش

يه چند روزي هست كه از فيلتر، فيلترينگ، بادي بيلد ينگ ودينگ و دوونگ و... حرف زده ميشه كه وبها و وبلاگها رو الكي مي بندن ، اين مسائل خارج از حيطه ي كاري ماس ولي چون سوژه ي خوبي بود گفتنش خالي از لطف نبود ، در ضمن قراره يه فيلترينگ كلي بكنن به شكل ذيل توجه نمايانيد :

 بخونيد

در اين راستا سايت شبيخون قزوين۱ به كلي منحدم شد يه معمايي توش مطرح شده بود شايد واس اون بوده معما بدين قراره كه : كدام حضرت بوده كه تمام حيوانات (يا حداقل اكثريت حيوانها ) رو در كشتي جمع كرده ؟ من خودمو به در و ديوار زدم جوابشو در آوردم اومدم تا بفرستم ديدم سايتش تركيده و از دريافت جايزه ي چند رياليش كه فكر كنم يه سكه ي ده ريالي زرد بود محروم شدم ... به خشكي شانس

راستي اگه تونستيد جواب معما رو تو نظر ها بگيد ، ‌همچين هم فكر نكنيد كه جوابش آسونه 

۱:همچين سايتی وجود مادی نداره

ويرايش در ۱۶ تير براي صورتجلسه و جوابيه ي معما ، اين دوستان جواب رو صحيح دادن نخود سياه ..سارا..احسان براي جايزه همونطور كه گفتم خود سايتش يه سكه ي ده تومني زرد رو گذاشته بود ، حالا اگه دوس دارين يه جا طرفاي جاده كرج آدرس بدم بياييد بگيريد ... اگر هم نع كه خدا خيرتون بده

صاحبخــرانيه

پيام هاي ديگران ()

................................................
 


یکشنبه ۳۱ خرداد ،۱۳۸۳

نيروگاه

همه ي مشکلات از اينجا يعني همين عکسه شروع شد ، تا يه مدت اصلا کسي (منظور کشور خارج)فکرشو نميکرد که ايران هم بتونه نيروگاه بزنه اونم از نوع هسته اي و از خانواده ي اتمي البته با کلاهک ... تا اينکه بعد از چند صباحي يه چنتا آدم قشنگ اومدن ، زير آب زدن و گفتن نع ايران هم ميتونه و عکسايي رو فرستادن اونور آب و دعوا ها از اون موقع شروع شد

يه عده ميگن واسه صلح و آشتيه ، يه عده ميگن واسه جنگ و ايناس ، يه عده ميگن واسه دس گرمي بوده و يه عده ميگن ، روغن لادن . پس هنوز معلوم نيست چيه..صبر ميکنيم تا معلوم شه ...

اين کامنتي که در زير هس رو بخونيد ..البته از تيغ سانسور ردش کردم

اين بچه بازيها تا کي ميخواد ادامه داشته باشه الله اعلم ، اگه اين آقا خودش کرم نداشته باشه اينجور وبلاگها نميره ، حالا که رفتي و يه چزي حوالت کردن بده وبلاگشون رو ميگي ؟! کرم از خودشه که ميره اينجور وبلاگها ...به قول شاعر عظيم الشان که ميفرمايد :

تا نباشد کرمکي ، سيبها نپوسند بيجا ؛ بهمين نکته اشاره داره که اگه کرم و شپشي نباشه سيب بي دليل خراب نميشه ... اين عزيز هم خودش کرم داره و خواهد داشت

يه سري عکس گلچين شده از آمريکاييها و عراقي ها رو ببينيد ، قبلش بگم تو بعضي هاش کاراي بد بد ميکنن با عينک دودي ببينيد .. يه ضرب المثل آسياي شرقي هست که ميگه : اگه کسي خواست بهت تجاوز کنه مقاومت کن ، اما اگه نتونستي سعي کن لذت ببري!..!*   کليک کنيد

اشک رازيست ...لبخند رازيست ...عشق رازيست

اشک آن شب لبخند عشقم بود

فصل بهــــــار هم تموم شد

صاحبخــرانيه

پيام هاي ديگران ()

................................................
 


شنبه ٢۳ خرداد ،۱۳۸۳

Sin City

 

From those around
از آن دورها
I hear a cry
من صداي گريه مي شنوم

A hopeless sigh
يک حسرت نا اميد

I hear their footsteps leaving slow
صداي پاي آنها را مي شنوم که آهسته دور مي شوند

And then i know my soul must fly
و آنگاه متوجه مي شوم که روحم بايد پرواز کند



a chily wind
يک باد خنک

begins to blow
شروع به وزيدن مي کند

within my soul
در ميان روحم

from head to toe
از سر تا پنجه پا

and then last breath
و سپس آخرين نفس

escapes my lips
از لبانم بيرون مي رود

it's time to leave
وقت رفتن است!

and I must go!
و من بايد بروم!


so,it is true
پس درست است !

(
but it's too late)
ولي اين خيلي دير است!


They said : Each soul has its given date,
آنها گفتند : براي هر روح تاريخي تعيين شده است .

When it must leave its body's core,
وقتي قرار شد که بدن را ترک کند .

And meet with its Eternal Fate.
و با سرنوشت جاودانه خود ملاقات کند .

Oh mark the word that I do say ,
چيزي که مي گويم بخاطر بسپار ،

Who knows ? Tomorrow could be your day .
چه کسي مي داند ، شايد فردا روز تو باشد !


at last , it comes to heaven or hell
آخر ، به بهشت مي رود يا به جهنم

Decide which now ,
الآن تصميم بگيريد

Do NOT delay !
بهشت يا جهنم ؟

Come on my brothers
برادران من بيائيد .

let's pray ,
اجازه بدهيد نماز بخوانيم


Decide which now ,
الآن تصميم بگيريد ،

Do NOT delay !
تعلل نکنيد

Oh GOD , Oh GOD ! I can not see !
خدايا ، خدايا ، من نمي توانم ببينم !

My eyes are Blind ! Am I still me ?!
چشمانم نابيناست ، آيا هنوز من هستم ؟


Or has my soul been led astray ,
يا روح من به گمراهي کشيده شده است .

And forced to pay a Priceless Fee?
و مجبور شده است که يک هزينه ي بي قيمت بپردازد ؟

Alas to Dust ,
دريغا اي خاک

we all return,
همه ما بر مي گرديم

some shall rejoice ,
عده اي شادي مي کنند


while others burn ,
و عده اي هم سوزانده مي شوند

if only I knew that before
اگر فقط اين را مي دانستم

and came my Turn !
رشته کوتاه مي شد

the line grew short ,
و نوبت من فرا مي رسيد

and now , as beneath the sod
و حالا ، در زير خروارها خاک

They lay me (with my record flawed (
مرا خوابانده اند ، (با همه سوابق بدم)


They cry , not knowing , I cry worse
آنها گريه مي کنند ، نمي دانند ، من بدتر گريه مي کنم

For, they go home .
براي اين ، به خانه مي روند .


I face my god ,
من با خدايم روبرو مي شوم ،

oh mark the words
اين کلمات را بخاطر بسپار

That I do say ,
چيزي که من مي گويم ،

?
who knows 
چه کسي مي داند

Tomorrow could be your day
شايد فردا روز شما باشد .

at last it comes to heaven or hell
در آخر به بهشت می رود يا به جهنم !

Decide which now
تصميم بگير کدام ؟

Do NOT delay ,
تاخير نکن !

Come on my brothers
بيائيد برادران من !

let's pray ,
بگذاريد عبادت کنيم !

Decide which now ,
تصميم بگيريد کدام !

Do NOT delay !
تاخير نکنيد !

 

 

صاحبخــرانيه

پيام هاي ديگران ()

................................................
 


khar-2-khar