|
جمعه ۱۳ شهریور ،۱۳۸۳ آپديت آخــــــــــر علی -ع- نقل ميکند که :
خُب ، اين چند وقتکيه دير آپديت ميکردم رفته بودم تو کاره Bizines EdE Bycikal يه چيز تو مايه های فروش اسکوتر ساده ، اسکوتر برقی ، ماشين شارژی ، دوچرخه و غيره و ذلک واس همينه که تلفظ همراه با EdE شده ... ديگه وقت نمی شد پای اين رايانک و اينترنيشن بشينم و آپی کنم . حالا تو کار ما يه چند فروند کلاهبردار در اومد يه چن صد ميليونی نوش جون کردن تا اون موقع اصلا به قيافشون نمی اومد اينکاره باشن ولی چه شود که شد ... اون موقع بود که گفتـــــــــــم من اناری را ، ميکنم دانه ، به دل ميگويم :
واسه منی که از اجتماع و مردمش حالم بهم ميخورد و ميخوره اين شرايط جوی خيلی خوب بود همچين پخته شديم تا خام نمانيم اندر بر احوالات قرارداد کاريمون هم تموم شد و يه سفرکی در پيش خواهيم داشت بعد از اون اگه عمری بود ميرم دنبال رياضت کشی و کسب علوم عاليه ، بهمين دليل ديگه در سال ۸۳ آپديت نخواهم کرد .
جــــيغ بکش ! ....جــــــيغ ! گفتم :برو ! گفتم : گم شو ! گفتم : .... ديويد بکهام هم يه چند وختی ميشه اومده تو عالم الوهيت و روحانيت ، البته محاسن و زلف هايش به حد قانونی نرسيده واس همين زياد تحويلش نمی گيرن يه هوا دلخور شده بود داش با خودش زمزمه ميکرد ميگفت که : دل ميرود ز دستم صاحب دلان خدا را
ديگه نفهميدم داره از کجا ميسوزه که اين چيزا رو می پرونه .... اينم بگم که يه اثبات مسخره ای هم کرده در مورد اينکه چرا ميگن تُرکها بلا استثنا خرن ! علی بادکنک خــر يد = بادکنک علی تـــر کيد حالا از طرفين حروف مشابه زده می شود :
اگر و تنها اگر ، اونوقت ميشه ∫ خــــر = تـُــرک طفلی دلش به چه اثباتهايی خوشه اگه تو اين ۴ ماه اذيت شدين به بزرگواری خودتون ببخشيد ، اگه زنده بودم و بوديم .... آپ ديت بعدی ۱۳ ماهه ديگس ، اگه خلف وعده نکنم .... به اميد ديوار ( ديدار ) راستی خودمم آق بابام سهشنبه ٢٠ امرداد ،۱۳۸۳ نيــاز آن گاه که بهار آمد ... من اگر مُرده باشم
و سر سبزی درختان از بهار پيشين کم نخواهد شد
سهشنبه ۱٦ تیر ،۱۳۸۳ هر روز خر تــو خر تر از ديروز √ اينکه سوالهای کنکور سراسری فروخته شد ، درش شکی نيست چون خودم طبق يه منيع نيمه موثق به اين امر پی بردم که ۶ نفر سوالها رو به قيمت ۹ ميليون تومن خريده بودن و يکيشون سر جلسه پاسخنامه رو با خودش اورده بود که توسط مراقب گرفته شد و چه گريه و التماس هايی ( جالبيش اينجاس اين ۶ نفر دختر بودن و اونيکه لو رفته حوزه اش دانشکده ی روانشناسی و علوم تربيتی دانشگاه تهران بوده) خب حالا اين که گذشت و تموم شد ولی دانشگاه آزاد چی ؟ سوالهای دانشگاه آزاد که ديگه همه جا پيدا ميشه مخصوصا تو بقالی ها ... اما بهترين جا واسه ی خريد سوالها يه سايت اينترنتی هس که توسط ايميل سوالها رو به داوطلب ميفروشه !..> ايــنـــجـــــا <..! جالب اينجاست كه اگر اين وب سايت يك پايگاه تقلبي براي فروش سوالات دانشگاه آزاد بود ، باتوجه به حساسيت هاي ايجاد شده در سال گذشته ، بايد به سرعت توسط شركت مخابرات فيلتر مي شد و عواملش دستگير مي شدند ، كه تا بحال اين اتفاق صورت نپذيرفته است ؛ خدا توفيق دهد ما را جلسه علنی آقا جری هم خودش يه چيز ديگـــــــــــس : رضا جعفری معاون دادستان تهران با اعلام اين كه آقاجري متهم به «توهين به مقدسات مذهبي و دين مبين اسلام»، «تبليغ عليه نظام جمهوري اسلامي ايران»، «نشر اكاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي» است به قسمتهايي از سخنرانيها و مصاحبههاي او كه در برخي از مطبوعات نيز درج شده بود، اشاره كرد. نمايندهي مدعيالعموم در قسمت ديگري از كيفرخواست تنظيمي خود عليه آقاجري گفت: متهم ولايت فقيه را ولايتي غيرپاسخگو عنوان كرده است. وي در همين باره در سخنراني خود گفته «ولايت فقيه يعني ولايتي كه پاسخگو نيست»، «دين وقتي كه در كنار قدرت و ثروت مينشيند، حقيقت خود را از دست ميدهد». معاون دادستان تهران با تاكيد بر اين كه آقاجري آگاهانه و عامدانه به دين و مقدسات اهانت كرده است، گفت: متهم آشكارا به ائمهي اطهار اهانت كرده و در سخنرانيهاي خود اظهار داشته كه «امامان و پيامبران را نبايد به عنوان موجودات فراانساني نگاه كنيم، در حالي كه آنها نيز مانند بقيه از شكم مادر بيرون آمده و دو چشم و دو پا دارند، نه چهار چشم» بر همين اساس و با توجه به مراتب فوق، استعمال برخي جملات از سوي آقاجري نوعي اهانت و مسخره كردن ائمهي اطهار است. بنا به گزارش ايسنا پس از قرائت كيفرخواست از سوي نمايندهي مدعيالعموم، آقاجري به دفاع از خود پرداخت.
با يک دل غمگين به جهان شادی نيست
تا در همه ی جهان يکی زندان هست
یکشنبه ٧ تیر ،۱۳۸۳ بسوزه پدر اعتياد اي حضرت عجل .. كجا با اين عجله ؟ شما كه اهل دود و دم نبوديد چه طور شد يه هــــــو ؟ امان از رفيق ناباب ..امـــــــــــان آي امــــــــــان .. (مثلا ديروز روز مبارزه با مخدرين بوده) بعد ميگن اينا الگوي خوبي هستن .. يا جامعه ي ورزشي شون مثله محمد خاني كه هم معتاد در اومد هم دختر باز .. اينا كجاش الگون ؟ آها ، اونجاش يه چند روزي هست كه از فيلتر، فيلترينگ، بادي بيلد ينگ ودينگ و دوونگ و... حرف زده ميشه كه وبها و وبلاگها رو الكي مي بندن ، اين مسائل خارج از حيطه ي كاري ماس ولي چون سوژه ي خوبي بود گفتنش خالي از لطف نبود ، در ضمن قراره يه فيلترينگ كلي بكنن به شكل ذيل توجه نمايانيد : در اين راستا سايت شبيخون قزوين۱ به كلي منحدم شد يه معمايي توش مطرح شده بود شايد واس اون بوده معما بدين قراره كه : كدام حضرت بوده كه تمام حيوانات (يا حداقل اكثريت حيوانها ) رو در كشتي جمع كرده ؟ من خودمو به در و ديوار زدم جوابشو در آوردم اومدم تا بفرستم ديدم سايتش تركيده و از دريافت جايزه ي چند رياليش كه فكر كنم يه سكه ي ده ريالي زرد بود محروم شدم ... به خشكي شانس راستي اگه تونستيد جواب معما رو تو نظر ها بگيد ، همچين هم فكر نكنيد كه جوابش آسونه ۱:همچين سايتی وجود مادی نداره ويرايش در ۱۶ تير براي صورتجلسه و جوابيه ي معما ، اين دوستان جواب رو صحيح دادن نخود سياه ..سارا..احسان براي جايزه همونطور كه گفتم خود سايتش يه سكه ي ده تومني زرد رو گذاشته بود ، حالا اگه دوس دارين يه جا طرفاي جاده كرج آدرس بدم بياييد بگيريد ... اگر هم نع كه خدا خيرتون بده یکشنبه ۳۱ خرداد ،۱۳۸۳ نيروگاه همه ي مشکلات از اينجا يعني همين عکسه شروع شد ، تا يه مدت اصلا کسي (منظور کشور خارج)فکرشو نميکرد که ايران هم بتونه نيروگاه بزنه اونم از نوع هسته اي و از خانواده ي اتمي البته با کلاهک ... تا اينکه بعد از چند صباحي يه چنتا آدم قشنگ اومدن ، زير آب زدن و گفتن نع ايران هم ميتونه و عکسايي رو فرستادن اونور آب و دعوا ها از اون موقع شروع شديه عده ميگن واسه صلح و آشتيه ، يه عده ميگن واسه جنگ و ايناس ، يه عده ميگن واسه دس گرمي بوده و يه عده ميگن ، روغن لادن . پس هنوز معلوم نيست چيه..صبر ميکنيم تا معلوم شه ...اين کامنتي که در زير هس رو بخونيد ..البته از تيغ سانسور ردش کردم
اين بچه بازيها تا کي ميخواد ادامه داشته باشه الله اعلم ، اگه اين آقا خودش کرم نداشته باشه اينجور وبلاگها نميره ، حالا که رفتي و يه چزي حوالت کردن بده وبلاگشون رو ميگي ؟ ! کرم از خودشه که ميره اينجور وبلاگها ...به قول شاعر عظيم الشان که ميفرمايد :تا نباشد کرمکي ، سيبها نپوسند بيجا ؛ بهمين نکته اشاره داره که اگه کرم و شپشي نباشه سيب بي دليل خراب نميشه ... اين عزيز هم خودش کرم داره و خواهد داشت يه سري عکس گلچين شده از آمريکاييها و عراقي ها رو ببينيد ، قبلش بگم تو بعضي هاش کاراي بد بد ميکنن با عينک دودي ببينيد .. يه ضرب المثل آسياي شرقي هست که ميگه : اگه کسي خواست بهت تجاوز کنه مقاومت کن ، اما اگه نتونستي سعي کن لذت ببري!..!* کليک کنيد اشک رازيست ...لبخند رازيست ...عشق رازيست اشک آن شب لبخند عشقم بود فصل بهــــــار هم تموم شد شنبه ٢۳ خرداد ،۱۳۸۳ Sin City
From those around |
ايميــل به صاحبــخرانيــه شيخ هادی ؛ در فصل بهار ، به سال هزار و سيصدُ خورده اي در پاسارگاد به دنيا آمد.از همان بدو تولد تنهايی را در خود جُست و فرياد بر آورد که : همه تنهايی ها با من رفيقن و از اين صحبتا در اين راستا بود كه ، به عدد مقدس سيـــزده و امام سيــزدهم علاقه اي مُفرط پيدا كرد ، که برای ديگر شيخان دليل قانع کننده ای نبود . به دليل مُجاب شدن شيخان درجات عاليه ی خود را فزونی بخشيد تا بگويد من بر شما فزونی يافتم و حرف من خرش ميره نه مال شما . اما هنوز هم كه هنوزه شيخان در عجب اند ، ( اصلن به درک ) پس از چندی چيزاهايی رو در زندگي آموخت و به ديگر شيخان ارائه نمود و باعث تحولی عميق در وی شد و مستوجب آن شد که از دانشکده ی کمبوريج کو نادا ( يا آمنيكا ) ايزو ۹۰۱۳ را به شيخ دهند..!.. ¤ شيخ ياد گرفت که کار خلاف فايده ای ندارد حتی اگر با مهارت فوق العاده انجام شود ¤ پی برد که قدرت ٫جاذبه ی مرد و جاذبه ٫ قدرت زن است ¤ دانست که سگ همی تواند بهترين دوست انسان باشد و اصول اعتقادی او بدترين دشمن وی ¤ متوجه شد که بدون عشق می توان ايثار کرد ٫ اما هرگز بدون ايثار کردن نمی توان عشق داشت ¤ و آينده چيزی نيست که انسان به ارث ببرد بلکه چيزی است که خود می سازد ¤ شيخ هادی پس از موفقيت های پی در پی تصميم به زدن وبلاگی شد تا به خفقان حاکم رنگ سياهی بخشد.. چه شيخ بخشنده ای.. واين شد که لقب صاحبخــرانيه را نيز به خود اختصاص داد و ياور شيخان پيش از خود را اُستاد کرد . باشد که خدايش او را به مقامات عاليه تر برساند
خر شكلك ارشيا و دون ديگو ايرانيها كليك محكوم به عشق ياران مسخــــره ها دوره گرد منگولـــــه دخمـــــر گل سر گشتــــــه |
